تو تاکسی
راننده تاکسی: تو شهر ما راننده ها شعور رانندگی ندارند...بلا نسبت!
همه ی مسافر ها سری تکان میدهند به نشانه ی رضایت...
۱۰ دقیقه بعد!
موبایل آقای راننده زنگ میخوره...
الو...به به مهندس...سلام....
معنیه واقعیه شعور هم فهمیدیم !
آدم بودن و انسانیت رو دو جا خوب میشه فهمید:
۱-صفِ شیر
۲-صفِ بانک
از وقتی که اون ناز نگاهت طلوع کرد توی.............!
.......................
................................!
........؟
جانم؟
.......................!
من بیشتر؟!
هی آقا...
یه بازیه فوتبال انقدر ارزش داره که به خاطرش همسرت رو تنها میزاری؟
همش یه روزِ جمعه خونه ای اونم اینجوری خراب کن واسش
!!!
۵ دقیقه...
۱۰ دقیقه...
۱۵ دقیقه...
۲۰ دقیقه...
ای بابا...
آقا ببخشید این مغازه کناریتون چرا اینموقع روز بستست؟!
چرا چراغش روشنه پس؟!
رفته نماز...!!!
یک دو سه چهار پنج شیش....۱۴ نفر اینجا وایسادن که این آقا رفته نماز؟!
عبادت جز خدمت به خلق نیست؟!
همینجور درحال آدامس جویدن!
یه نسکافه داغ میرم بالا...
آدامسم نرم میشه...
همینجور در حال فکر کردن!
پیش تو میمونم ...
زندگیم لذت بخش میشه...